سلام ازاده جونم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حالت بهتر شد؟اخه چرا مواظب خودت نيستي؟چرا بايد اين قدر زود به زود حالت بد شه؟يه ذره رعايت بكن ديگه...؟

ديشب كه چه عرض كنم امروز صبح تا ساعت 6 بيدار بودم....خوابم نمي برد . مي دونستم تو هم راحت نمي خوابي چون هم اخرين امتحانت بود و هم حالت خوب نبود.

امروز دلم بد جوري گرفته ميدوني اسباب خودمو جمع كردم و تا 1 ساعت ديگه ميرم خونه خودم...كامپيوترمو نمي برم اين ميره خونه خودمون....اينم داره تنهام ميذاره شايد هم من دارم تنهاش ميذارم....قرار بود بعد از امتحان برم تهران ولي ظاهرا 18 ثبت نام هست و 24 شروع كلاس ها فكر نكنم وقت كنم...دلم خيلي مي خواد اگه امتحانت تموم شد خبرم كني باهات يه چت بزنم...شايد اخرين چتيه  كه با كامپيوترم از رشت باشه...اگه تونستي خبرم كن.

راستي گوشي جديد مباركهJ بالاخره چه مدلي خريدي؟اگه اوون گوشي قديميت هم ميفروشي بنده به بالاترين قيمت ممكنش مي خرم...يه خريد استثنائي ...باور كن.

نمره خودتو گرفتي؟نمره ها همه اوومدن؟

ازاده الان چند روزه كه دارم البوم جديد ابي رو كه گوش ميدم به يه نتايجي رسيدم.الان ميگم عزيزم عجله نكن...صدام كردي ..صدام كردي نگو نه..اگر چه خسته و خاموش بودي...تو بودي و صداي تو صدام كرد....اگر چه نور و ظلمت پوش بودي......تو چيزي گفتي شب جاي من شد....من از نور و غزل زيبا شدم باز...توو گيج و ويج از هم گمشدن ها من از من مردمو پيدا شدم باز.....مگه نهJ

از اين تك بستر تنهائي عشق..از اين دنج سقوط اخر من ....صدام كردي كه بر گردم به پرواز...به اوج حس سبز با تو بودن....صدام كردي كه رو خاموشي من.... يه دامن ياس نوراني به پاشي....برهنه از هراس و تازه از عشق...توي اغوش جان من رها شي.....

البته ظاهرا اين اخرش ربطي نداشت......ولي خودمونيم ها تو هم فكر كنم صدام كردي البته نه با لب و دهنت......؟شايد هم خودت خبرشو نداري .

من ديگه برم ..من موندم اين اسباب ها با يه دنيا تنهائي و دلسردي...ديشب به اين فكر مي كردم كه انسان چرا بوجود اوومدنش اجبار هست و خودش توش هيچ نقشي نداره...مي دوني تهش به چيزي رسيدم كه كه بد نيست تو هم بدوني..چيزي كه منم و تمام ادم ها گرفتارشن  از بدو تاريخ تا الان ...از ادم و هوا گرفته تا رمئو و جوليت...اين عشق اين جا هم ولمون نميكنه....همش تقصيره اوونه ...شايد هم حضرت ادم كه اوون سيب رو چيد به خاطر عشقش به هوا بوده ...شايد اوون ازش اينو خواسته...؟در هر  صورت حس ميكنم تمام اين دنيا رو پاشنه اين عشق مي چرخه...خدا  عاقبت  گرفتارانشو به خير ختم كنه.....

مواظب خودتو معدتو پسرت باش.....منم كه مثل هميشه وللش...

 

/ 0 نظر / 9 بازدید