۲۱ سالگی

سلام <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امروز جمعه است. وای دیشب چه حالی داد جای همه خالی خیلی خوش گذشت.

کلی هم برام کادو جمع شد . دسته همشون درد نکنه. از خرس و بلوز و تی شرت و

دامن و کیف گرفته تا با بای که برام سی دی من گرفت.

یه چیز باحال مامانا برای تولد

نموند با بابای رفت بیرون . وقتی احساس میکردم من باید همه کار هارو بکنم

و خونه در بست دسته منه احساس خوبی بهم دست می داد.چون بچه آخر بودم عادت

کرده بودم همیشه یکی کارهامو انجام بده .باید به کسی تکیه کنم. ولی به نظر خودم

خیلی خوب از پسش بر اومدم. این هم مزیته 21 سالگی

راستی دیشب تولد بابای هم بود ها آخه ما هر دو تو یک روز دنیا اومدیم.

تا ساعت 11 بچه ها بودن وقتی هم رفتن به مامانا گفتم دست به هیچی نزن خودم همه

کار هارو انجام میدم. به ممی   sms   زدم بیدار میمونی تا من بیام گفت با اینکه خستم(آخه

اسباب کشی داشتن) باشه میمونم. ساعت حدود 12:30 زنگ زدم خاموش بود.!!!

من هم ساعت 2 کارم تموم شد.

راستی 2 از دوستای خوبم برام نظر گذاشتن. ولی می خواستم از بینا جون بپرسم

منظورت چیه عزیزم؟ اگه دوباره وبلاگم رو خوندی خوشحال میشم بهم بگی.            

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
saye

سلام...تولدت مبارک...چند روز پيش يعنی ۳۱ فروردين هم تولد من بود ولی روز تولدم دلم خيلی گرفته بود...بگذريم...//شاد باشی عزيزم//