وجود تو

                                        

نيازمند چيزی بودم که باورش کنم
نگاهت بر من افتاد و باور کردم.
خواهان کسی بودم تا باورش کنم
خود و روياهايت را با من تقسيم کردی
و باورت کردم.
اما
آن چه که به راستی نيازمندش بودم
باور کردن خود بود.
مرا به دنيای درونت بردی
و با اکسير عشق ياريم کردی
و به برکت توست
که زنده ام لمس می کنم و باور دارم
کسی چیزی یا خود را ...
آری تنها به خاطر وجود توست.

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 0 نظر / 8 بازدید