ديگه خوب مشغول درس خوندن هستي و كمتر وقت ميكني بياي وبلاگ..درسته؟ بابا ايوول ديگه يه ذره رضايت بده معدل 19.5 هم خوبه...حتما كه نبايد 20 بشهJ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر دفعه كه ميام هيچ جوابي ازت نمي بينم .... خوب ديگه احتمالا وقت نمي كني.البته الان كه اينو مي نويسم هنوز چك نكردم.شايد امروز حرفي زده باشي....!

دلم نيومد هواي به اين خوبي رو بدون تو در  نت  قدم بزنم.. هوا خيلي ناز شده مگه نه؟

اين شعري هم كه اين زير هست توو يكي از اين وبلاگ دوستان بود.با حال بود و يه ذرش حرف دلم ..خيلي اشناست ولي نمي دونم كجا ديدمش؟

.

.

.

.

چشاي تو نور كوچه باغ رازه

چشاي من ظلمت شب نيازه

با هم ديگه رازو نيازي داشتيم

حكايت د ور و درازي داشتيم

اما پس از اون اشنايي

اوون هم دلي اوون هم زباني

از گرد راه اوومد جدايي

رفتي و چشم به رام گذاشتي

تو اين قفس تنهام گذاشتي

حالا نمي دونم كجايي؟

كاشكي يكي بود ما رو با هم اشتي مي داد

كاشكي چشامون باز تو چشم هم مي افتاد

....................

 

/ 0 نظر / 6 بازدید