لحظات عشق

عشق يکی از واژها و مفاهيمی که بسيار بهش ستم شده ... زمانی که ما با فردی اشنا ميشيم ، وقتی حس ميکنيم که نوعی نيمه ی گمشده مون، مجذوبش ميشيم ، گاهی موارد اين احساس رو در قالب جذابيت جنسی تجربه ميکنيم و زمانی که جاذبه خيلی قوی باشه به تجربه ی حاصل از اون عاشق شدن ميگيم . عشق همون چيزی که بند بند وجودمون رو باز ميکنه تا دريچه های وجودمون رو به سمت زيبايی ، هيجان ، روشنايی و ازادی باز کنه !!! انرژی هستی در درون ما جاری ميشه و درست به همين خاطر که ما لحظات زندگيمون لذت بخشتر و روشنتر از قبل ميشه و اين بدون شک يکی از هيجان انگيز ترين تجربه های دنياست ...اما ما در تجربه های عاشقانه از اين واقعيت غافل ميمونيم که علت اين نشاط اينه که ما داريم هستی رو در درون خودمون تجربه ميکنيم ... در عشق، ما زيبايی روح طرف رو تجربه ميکنيم زيبايی ای که در واقع بازتاب زيبايی روح خودمون چون هر فردی به اندازه ی وسعت روحش محبت ميکنه و شايسته ی محبت کردن واقع ميشه ! ولی ما نزديکی با فرد ديگر رو علتش ميدونيم !‌و در اينجاست که عشق بلافاصله برای ما تبديل به يک وسيله ميشه ، چيزی که ميخوايم تصاحب و حفظش کنيم !!! و حالتی مثل اعتياد رو پيش مياره و فراموش ميکنيم که ما زمانی خواهان انرژی جاری در رابطه ی عاشقانمون بوديم ولی حالا توجه ما معطوف به شخصيت ، پرستيژ اجتماعی و در کل ظاهر فرد ميشه که ميخوايم ان رو تصاحب کنيم ... به اين ترتيب انرژی از جريان ميفته و نيازمندی جايگزين عشق ميشه !!! و رابطه شروع به مردن ميکنه ، ما وحشت ميکنيم و محکمتر بهش ميچسبيم ولی رابطه سير خودش رو طی ميکنه و اين پايانی غم انگيزی  برای عاشقانه های ما... 

يادمون نره که عشق چيزی نيست که به يکباره از بين بره !!! ‌زمانی از بين ميره که ما عواطفمون  رو ناديده بگيريم ، زمانی که برای داشتن طرف مقابل هويت و شخصيتمون رو فدا کنيم ، زمانی که به طرف مقابل بيشتر از ظرفيتش بها بديم و ...

                                    

/ 1 نظر / 5 بازدید
mami

baba ende falsafe kam avordam