دوست داری يا نه؟

وقتي كه هنگام  صحبت با من رنگش پريد

و جمله اي را كه با صداي لرزان آغاز كرده بود در نخستين كلام قطع كرد .....

وقتي كه نگاه خود را از پس  مژ گان بلند خويش بمن دوخت 

 و تيري را كه گمان  داشتم  بر دل او نشسته . بر دل من نشاند.

وقتي چهره او با فروغي آتشين كه هرگز خاموش نشد بر لوح دلم  نقش بست

 و در آن جاي گرفت ........ آن راز را كه در پي دانستنش بودم دريافتم .......

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 كه او مرا دوست ندارد ..اما من او را دوست دارم.................

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
دریا

سلام دوست عزیز.فوق العاده زیبا بود.در ضمن وبلاگت هم خیلی قشنگه.موفق و شاد باشی! منم اپم

mansureh

سلام ممنون که سرزدی منم خوشحال ميشم منتظرم