بخون

سلام امروز  مجبور شدم به يک دليلی موبايلم رو روشن کنم. تا روشن کردم زنگ زدی .

بعد اومدم ديدم   ۴ نظر دارم .فکر می کنی من نمی فهمم توی؟ تو اسمتو عوض کن... هر

کاری کنی می شناسمت. نوشته بودی ".تلفونتون رو روشن کنيد اون ديگه فهميده دوست

داريد بهتون زنگ نزنه."ازم پرسيدی چرا خا موش کردم؟ بخاطر تو .يادته اون شب چی

گفتی :"bayad ye joory hes konam azaton door shodam" خواستم حس کنی.

مگه خودت نخواستي؟ يادته اون شب باهام چه جوری حرف زدي؟ باورم نمی شد . تو

پشت کامپيتور هستي؟ تو شايد بی احساس بودی. ولی هيچ وقت سنگدل نبودی.يادت هست؟

يادت هست برات زنگ زده بودم باهام چجوری حرف زدي؟ ..

محمد يک چيز برام جالبه تو چرا برای حرف زدن با من اينقدر کلمات کتابی بکار می بري؟

توبه من بگو با کی تا حالا اينجوری حرف زدی که من دوميش باشم؟

واسم نظر گذاشتی که "too zendegy ie chyzaee vojood dare ke adam aslan fekresham "

nemikone. آره واقعا اينطور حالا که يکم آروم شدم بذار بهت يک چيزی بگم..وقتی

اون روزی که بهت زنگ زدم گفتم همه چيز تموم کنيم و تو گفتی باشه قبول

باورم نشد . چون من فقط از دستت ناراحت بودم.ولی وقتی ديدم ايندفعه

تو بر عکس هميشه مايل هستی .اصلا باورم نمی شد و وقتی ديدم تو خودت رو گذاشتی برای تموم کردن و

حاضر نيستی برای ادامه اش کاری بکنی بهم ريختم. و به قول خودم لج کردم. محمد برای همين بود که وقتی

تو اون شب گفتی:to mikhay bargardim  "من گريه کردم و تو بهم خندی گفتم تو آلان می خندی ....

ديگه همه چيز بين منو تو تموم شده. ولی اينو بدون اين رسمش نبود گذاشتن يک خاطره خوب بهتر از يک

خا طره بده.  تو خودت پيشنهاد کرده بودی  باهم حرف بزنيم گاهی مگه نه؟ ولی هيچ وقت چت روز جمعه رو

 يادم نميره.

راستی برام آرزو کردی به اونی که دوستش دارم برسم.آرزوی جابی بود....تو هم برسی.

 

 

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
mohamad

ok.manam alan hame chyzo dark kardam.azade azat khaste boodam nomreye mabani ro baram sms koni.in karo nakardy .chera?age doost dary oono baram off bezar

shaghayegh

karet bad nabood aziz sai koni behtaram mishe