دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

نميخواستم

 

 

نميخواستم بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخواستم بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخواستم بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخواستم بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخواستم بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت نداشتم
...

بلکه من عاشقت
بودم...

                                                         

                

 

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد