سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٤

 

 

امروز برام  sms داد نوشته بود" چون نمی خواستی صدامو بشنوی زنگ نزدم. واقعا سخته.می خواهی ادامه بدی؟"

محمد من . من نمی خواستم صدا تو بشنوم؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بهت گفتم مهم دیشب بود . دیشب رو که گذروندی بقیش رو هم می گذرونی.....

 

بهم زنگ زد....گفت تو همیشه می گفتی هیچی عشق اول نمی شه ولی من بهت میگم هیچی عشق آخر نمی شه.

گفت نمی خوای ادامه بدی گفتم فایده نداره همدیگرو اذیت می کنیم ...گفتی دوست داشتم و دارم . گفتم پس من چی؟

گفتی تو هم داشتی و داری و خواهی داشت.گفت از دستم ناراحت نباش. منم از دست تو ناراحت نمی شم.

گفت می تونم گاهی برات زنگ بزنم؟ گفتم آره. دیگه نتونستم حرف بزنم.

  محمد از دستت ناراحت بشم؟ من؟ خوب منو خوب می شناسی. اگه فقط به اون اندازهای که من دوست داشتم دوستم

داشتی این جوری نمی شد.

 

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد