سه‌شنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٤

باود نمی کنم

 

محمد باور ندارم ندارم تو شب بخوابی بدون تک زنگ زدن؟

 صبح پاشی بدون تک زنگ زدن؟

محمد دیگه داره واقعا باورم میشه که تو ...نه نه نه نه هیچ وقت باور نمیکنم

 

محمد تو خودت رو از من دور کردی دیگه حتی دیشب تا صبح نمی تونستم

احساست کنم باورت میشه؟ منی که این همه راحت احساست میکردم

.می تونستم بفهمم خوشحالی یا ناراحت.؟..

ولی دیگه تموم شد دیگه هیچ وقت احساست نمی کنم ......

 

يادته از اين عکس خوشت نمی امد ولی واقعی شد اين عکس

 

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد