شنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٤

سلامی دوباره

 

سلام

 این سلام رنگ و بوی دیگه داره احساس کنید سا لها از چیزی دور بودید وقتی بهش میرسید چیکار میکنید؟ من آلان اون حس رو دارم

خیلی وقت بود از پسرم(اسم واقعی وبلاگم پسرم هستش)دور بودم آلان دلم می خواهد بغلش کنم تو بهلش کلی گریه کنم . حاله عجيبی دارم .

نمی خواهم تو شروع دوباره از غم و غصه بگم  اینقدر دارم که حداقل  شروعش خوب باشه تا دوبارخ بهم نگید وبلاگت غمناکه.

امروز خوشحالم هستم چون دوباره می تونم با دوستای وبلاگیم ارتباط داشته باشم دلم برای همه تنگ شده بود

 خلاصه بگم با اینکه به خاطر انتخابات یک امتحانم عقب افتاد و روز 18 تیر شده ولی از امروز بوی تابستون

رو احساس کردم.چه حالی میده آدم درس نداشته باشه نه؟ ولی من که روزهای امتحان هر روز بعد ظهر خوابم میگرفت امروز اصلا خوابم

نمی اومد.وقتی هم ساعت 11 می شد خوابم میگرفت به زور آب سرد تا 1 یا 2 بیدار می موندم ولی حالا ....شما هم اینجوری هستید؟

 

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد