چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤

سلام

 

سلام

خیلی وقت بود چیز ننوشته بودم.ولی همیشه چک میکردم ولی هیچکس برام پیام

نمی ذاشت. دلم میگیره وقتی همیشه هحساس می کنم تنهام. یک مدت هم هست که

خیلی این حالت بهم دست میده……

محمد گفته بود هفته ای 2 بار میاد اینجا چیز می نویسه ولی کو؟ به کدوم حرفش

عمل کرده؟ بازم 10001 دلیل برای خودش ردیف می کنه و میگه…..

با منه . من پیششم ولی انگار من رو نمی بینه.اگه 10 روزم من زنگ نزنم یا sms

نفرستم هیچ کاری نمی کنه فقط همون تک زنگاشو ادامه میده.بعد که روز 11 من

زنگ میزنم اول میگه اااااا من می خواستم زنگ بزنم. بعد هم 10001 دلیل برای

زنگ نزدنش. انگار دلش تنگ نمیشه؟ فقط آخرش مگه بوس بوس .sorry

 

خلاصه اینجوری...

 

تنهام دلم همیشه می خواست با کسی دوست باشم که حامیم باشه کارم. رفتارم براش مهم

باشه. اگه ناراحتم اینقدر پا پیچم بشه اینقدر اذیتم کنه که اصلا یادم بره که ناراحتم.کسی که

برای کارام ارزش قائل بشه.کسی که جوری رفتار کنه همیشه این احساس بهم دست بده

یه کسی مثل کوه پشتم هست.کسی که کلمه دوست داشتن براش ارزش داشته باشه....

میتونم قسم بخورم تا حالا به هیچ پسری نگفته بودم دوست دارم. چون این کلمه برام

هم خیلی ارزش داره هم خیلی معنی.ولی این کلمه شده نقل و نبات برای پسرها

 یه چیزه جالب تو یک کتاب نوشته بود:

همه چیز رو در دنیا از همه کس میشه طلب کرد حتی عشق ولی تنها چیزی که

نمی شه نه طلب کرد نه با زور گرفت دوست داشتنه.

برای همینه که ارزش دوست داشتن از عشق هم بالاتره.

                                                                              اریک فرم

 

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد