جمعه ٢٤ تیر ،۱۳۸٤

دوستت دارم

 

دوستت دارم رو بايد داد زد ...

دوستت دارم رو بايد در سكوت خود نجوا كرد ...

دوستت دارم رو بايد زير باران عشق شبونه ...

دوستت دارم رو بايد دست در دست يار عاشقونه ...

دوستت دارم رو بايد چشم در چشم دلدار مهربونه ...

دوستت دارم رو بايد با اشك و آه و ناله و گريه هاي شبونه ...

دوستت دارم رو بايد با همه وجود و تار و پود و عاشقونه ...

دوستت دارم رو بايد با طلوع و غروب خورشيد از صبح سحر تا غروب روزانه ...

دوستت دارم رو بايد تا شقايق هست ... تا زندگي هست ...

دوستت دارم رو بايد تا ساقي هست ... تا رويا هست ...

دوستت دارم رو بايد با زمزمه هاي تنهايي ... با حرفهاي دل ... شكوه هاي دل ...

دوستت دارم رو بايد با معناي عشق و دوستي و زندگي ...

دوستت دارم رو بايد با سوختن و ساختن و دم نزدن ...

دوستت دارم رو بايد با ديدن و شنيدن و شناختن ...

دوستت دارم رو بايد با دل زخمي ... ترك خورده ... شكسته و خسته ...

دوستت دارم رو بايد تا هميشه و هر لحظه ...

دوستت دارم رو بايد براي آخرين قرار ... آخرين كلام ... آخرين وداع ... آخرين سلام ...

دوستت دارم رو بايد براي آخرين لحظه حيات ... دم آخر ... دم جدايي ... دم مرگ ...

دوستت دارم رو بايد با همين دست زخمي و دل شكسته ...

دوستت دارم رو بايد با همين پاهاي خسته و پياده در كنار ساحل و بي بهونه ...

دوستت دارم رو بايد فقط به خدا گفت وتو عزيزم!!!

دست نوشته های من
 پيام هاي ديگران ()

خانه
آرشيو< > پست الكترونيك

:: تعداد بازديدكنندگان ::

:: لينک به وبلاگ ::

L O G O

:: دوستان من ::

رفوزه
Link
Link
Link

Rofouzeh

عاشقانه های من و محمد